از کتاب بی خوابی
سلام آلکا
خدا حافظ آلکا
بادبادکها
دستشان به ماه نمیرسید
من دستم به تو
سلام آلکا
خداحافظ آلکا
خورشید من را
گرم میکرد
و تو نه
سلام آلکا
خداحافظ آلکا
بهار آمد
و به من خندید
اما تو
فقط گریستی
سلام آلکا
خداحافظ آلگا
به فانوس های دریایی بگو
دیگر نتابند
نمیخواهم
غرق شدنم را ببینی
یلام آلکا
خداحافظ آلکا...
آندره سیاچنکف
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 2:28 توسط گروه تحریریه
|

